
در اشتیاق پرواز، بی آسمان ترینم
عمری به جرم بودن، با خاک هم نشینم
نفرین به چشم هایم-این حفره های تاریک-
آخر چگونگی دور! باید تو را ببینم؟
ای باغ سبز سیال! آخر بگو چه می شد
نزدیک تر بیایی، تا از تو گل بچینم؟
در کوچه های تردید، تنها رخایم، آیا
تقدیر بی تو بودن، نقش است بر جبینم؟
ای اشتیاق آبی! با من بمان که عمری ست
در آرزوی پرواز، بی آسمان ترینم

زندگی رویش یک حادثه نیست
زندگی رهگذر تجربه هاست
تکه ابری است به پهنای غروب
آسمانیست به زیبایی مه
زندگانی چون گل نسترن است
باید از چشمه جان آبش داد
زندگی مال ماست
خوب و بد بودن آن
عملی از من و ماست
پس بیا تا بفشانیم همه بذر خوبی و صفا
و بگوییم به دوست
معنی عشق و حقیقت جه نکوست.........

- تو کجائی؟
در گستره بی مرز این جهان
تو کجائی؟
- من در دوردست ترین جای جهان ایستاده ام:
کنار تو.
- تو کجائی؟
در گستره نا پاک این جهان
تو کجائی؟
- من در پاک ترین مقام جهان ایستاده ام:
بر سبزه شور این رود بزرگ که می سراید
برای تو.